
گاهی اوقات اینطور به نظر میرسد که سیستم عامل اندروید سابقهی زیادی دارد. اما حقیقت این است که از زمان عرضهی اولین نسخهی اندروید تا حالا کمتر از ۱۰ سال گذشته است. تصمیم گوگل برای استفاده از یک سیستم عامل متنباز باعث شد که اندروید خیلی سریع به سیستم عامل محبوب توسعهدهندگان بدل شود. اندروید با پشت سر گذاشتن رقبایی همچون سیمبین، بلکبری، Palm OS، webOS و ویندوزفون موفق شده که عنوان رایجترین سیستم عامل موبایل در جهان را از آن خود کند. تنها رقیب جدی اندروید، iOS اپل است. این رقابت همچنان ادامه دارد و به نظر نمیرسد این وضعیت به این زودیها تغییر کند.
در اکتبر ۲۰۰۳، قبل از اینکه اصطلاح گوشیهای هوشمند همهگیر شود، شرکت اندروید در پالو آلتوی کالیفرنیا تأسیس شد. اندی روبین، یکی از ۴ مؤسس این شرکت، همان زمان گفته بود هدف این شرکت توسعهی «گجتهای همراه هوشمندتری است که نسبت به مکان و ترجیحات مالکشان آگاهتر باشند».

البته روبین در سال ۲۰۱۳ در طی یک سخنرانی گفت که هدف اصلی آنها از تأسیس این شرکت، توسعهی سیستم عامل دوربینهای دیجیتال بوده. این شرکت در سال ۲۰۰۴ اندرویدی را توسعه داده بود که روی دوربین نصب میشد و میتوانست بدون سیم به کامپیوتر متصل شود. سپس ارتباط بین کامپیوتر با دیتاسنتر اندروید برقرار میشد تا کاربران بتوانند عکسهای دوربینشان را بهصورت آنلاین روی فضای ابری ذخیره کنند.
بعد از این که بازار سیستم عامل برای دوربینهای دیجیتالی افت کرد، آنها تصمیم گرفتند که همین پلتفرم را برای گوشیهای همراه توسعه دهند. روبین در همین زمینه میگوید: «همان پلتفرم توسعهیافته برای دوربینهای دیجیتالی، تبدیل به اندروید برای گوشیهای همراه شد».
سال ۲۰۰۵ گوگل شرکت اندروید را خرید و حالا کارمندان این شرکت زیر نظر گوگل فعالیت میکردند. آنها تصمیم گرفتند که اندروید بهطور رایگان در اختیار شرکتهای سازنده قرار بگیرد و به همین خاطر از لینوکس بهعنوان هستهی این سیستمعامل استفاده شد. گوگل و شرکت اندروید این اعتقاد را داشتند که این سیستم عامل میتواند از طریق ارائهی سرویسهای گوناگون از جمله اپلیکیشنها درآمد کسب کند.
بیشتر بخوانید: اندی روبین؛ خالق اندروید، پرطرفدارترین سیستمعامل موبایل
اندی روبین در سال ۲۰۱۴ گوگل را ترک کرد و در طی این چند سال خبری از فعالیتهای او به گوش نمیرسید. تا این که در اوایل سال ۲۰۱۷ با انتشار اطلاعیهای مربوط به گوشی اسنشیال فون، اندی روبین به سرخط خبرها برگشت.
در سال ۲۰۰۷ با عرضهی آیفون، گوشیها وارد عرصهی جدیدی شدند. گوگل که بهصورت مخفیانه در حال کار روی اندروید بود، در نوامبر همان سال اولین نسخهی آزمایشی اندروید ۱.۰ را برای توسعهدهندگان منتشر کرد.

در سپتامبر ۲۰۰۸، اولین گوشی اندرویدی با عنوان HTC Dream به بازارها عرضه شد. این گوشی مشخصهی چندان فوقالعادهای نداشت و حتی نقدهای منفی زیادی هم دریافت کرد. اما هرچه که بود نام این گوشی بهعنوان اولین گوشی اندرویدی در یادها ماند.
بیشتر بخوانید: HTC Dream؛ اولین گوشی اندرویدی!
در سیستم عامل اندروید ۱.۰، بسیاری از محصولات و سرویسهای گوگل ازجمله گوگل مپس، یوتیوب و مرورگر HTML (پیش از کروم) تعبیه شده بود. همچنین اولین اپ استور گوگل هم در این نسخه دیده شد. هماکنون این مشخصهها ابتدایی به نظر میرسند، اما اندرویدی که هماکنون میبینیم، با چنین نسخهای کارش را آغاز کرد.
از ماه آوریل سال ۲۰۰۹ و با انتشار نسخه ۱.۵ سیستم عامل اندروید، هر نسخهی این سیستم عامل با نام یک شیرینی یا دسر نامگذاری میشود. نام این نسخه از سیستم عامل اندروید «کاپکیک» (Cupcake) بود. به نظر میرسد مدیر پروژهی اندروید، رایان گیبسن، برای اولین بار پیشنهاد نامگذاری نسخههای اندروید را بر اساس نامهای شیرینی و دسر مطرح کرده و این پیشنهاد هم به مذاق همه خوش آمده است؛ البته این شخص هیچوقت دلایلش را برای چنین اقدامی توضیح نداد. البته همزمان با عرضهی اندروید ۴.۴ یا «کیتکت»، گوگل دربارهی این نامگذاریها یک بیانیهی رسمی منتشر کرد که در آن آمده بود: «از آنجا که این گجتها زندگی ما را اینقدر شیرین میکنند، هر نسخهی اندروید بر اساس یک دسر نامگذاری میشود».

لوگوی سیستم عامل اندروید توسط آرینا بلوک طراحی شده که در آن زمان کارمند گوگل بود. او در مصاحبهای گفته که تنها توصیهی گوگل برای طراحی این لوگو این بوده که لوگو شبیه یک روبات باشد. آیرین میگوید که این لوگو را با ترکیبی از شکل و شمایل رباتها و نمادهای «زن» و «مرد» استفاده شده در درب دستشوییها طراحی کرده است. از آنجا که اندروید یک سیستم عامل متنباز است، گوگل تصمیم گرفت که کپیرایت این لوگو را هم ثبت نکند تا امکان استفاده از این لوگو برای همه فراهم باشد.

همانطور که گفتیم، اندروید ۱.۵ اولین اندرویدی بود که برای نامگذاری آن از نام یک شیرینی استفاده شد. ازجمله مشخصههای این نسخه میتوان به امکان آپلود ویدیو به یوتیوب، چرخش خودکار تصویر گوشی به حالت افقی و عمودی و درنهایت پشتیبانی از صفحهکلیدهای ثالث اشاره کرد. اولین گوشی گلکسی سامسونگ و HTC Hero ازجمله گوشیهایی بودند که به همراه این نسخه از سیستم عامل اندروید عرضه شدند.
گوگل در سپتامبر ۲۰۰۹ نسخهی ۱.۶ اندروید را عرضه کرد که این نسخه برای اولین بار از شبکههای مخابراتی CDMA پشتیبانی میکرد و همین باعث شد که گوشیهای دارای این نسخه بتوانند توسط اپراتورهایی در سرتاسر جهان به فروش برسند. از ویژگیهای دیگر این نسخه از سیستم عامل اندروید میتوان به تعبیهی کادر جستجوی سریع، رابط کاربری یکپارچه برای گالری، دوربین عکسبرداری و دوربین فیلمبرداری اشاره کرد. همچنین در این نسخه ویجتهای مختلفی برای کنترل وایفای، بلوتوث، جیپیاس و موارد دیگر قرار داشتند.
گوشی شکستخوردهی Dell Streak که نمایشگری ۵ اینچی داشت از همین نسخهی اندروید استفاده میکرد و در آن زمان بهعنوان یک «گوشی هوشمند/تبلت» توصیف میشد.

در اکتبر ۲۰۰۹، یک سال بعد از عرضهی اندروید ۱.۰، گوگل نسخهی ۲.۰ این سیستم عامل را عرضه کرد. این نسخه با عنوان «نان خامهای» (Eclair) معرفی شد. پشتیبانی از قابلیت تبدیل متن به گفتار، پشتیبانی از حسابهای چندگانه، قابلیت ناوبری گوگل مپس و بسیاری از موارد دیگر از جمله ویژگیهای جدید این نسخه از سیستم عامل اندروید محسوب میشدند. گوشی موتورولا Droid اولین گوشی بود که از این نسخهی اندروید استفاده میکرد.

در مه ۲۰۱۰، نسخهی ۲.۲ اندروید با عنوان «ماست یخی» (Froyo که مخفف frozen yogurt است) عرضه شد. گوشیهای دارای این نسخه میتوانستند از مشخصههایی همچون هاتاسپات وایفای، پشتیبانی از فلش و دیگر موارد بهره ببرند.
بیشتر بخوانید: نکسوس وان؛ گوگل پیکسل اولیه!
اولین گوشی نکسوس یعنی نکسوس وان هم ابتدا با نسخهی ۲.۱ اندروید عرضه شد ولی کمی بعد با نسخهی ۲.۲ بهروزرسانی شد. بعد از این گوشی بود که گوگل تلاش کرد برای هر نسخه از اندروید، یک گوشی نکسوس را روانهی بازار کند.

در سپتامبر ۲۰۱۰، گوگل نسخهی ۲.۳ اندروید را با عنوان «نان زنجبیلی» (Gingerbread) عرضه کرد. رابط کاربری در این نسخه بهطور گسترده بهبود پیدا کرد و قابلیت پشتیبانی از فناوری NFC هم در اندروید ۲.۳ تعبیه شد. اولین گوشی هوشمندی که هم از این اندروید بهره میبرد و هم سختافزار NFC را داشت، گوشی نکسوس اس بود که با همکاری گوگل و سامسونگ ساخته شد.

نسخهی ۳.۰ اندروید با عنوان «شانه عسل» (Honeycomb) در فوریهی ۲۰۱۱ معرفی شد. ازجمله ویژگیهای این اندروید که برای تبلتها عرضه شده بود میتوان به بازطراحی رابط کاربری برای نمایشگرهای بزرگ اشاره کرد و همینطور نوتیفیکیشنها در نواری در پایین نمایشگر نشان داده میشدند. اولین تبلتی هم که از این نسخه استفاده میکرد، موتورولا Xoom بود. در هر صورت این اندروید موفقیت چندانی را به دست نیاورد و گوگل بسیاری از مشخصههای این نسخه را در اندروید ۴.۰ تعبیه کرد.

در اکتبر ۲۰۱۱، گوگل نسخهی ۴.۰ اندروید را با عنوان «بستنی حصیری» (Ice Cream Sandwich) عرضه کرد. این نسخه ویژگیهای جدید زیادی داشت. مثلا برای اولین بار در این نسخه بود که عکس گرفتن از چهرهی کاربر برای باز کردن قفل گوشی امکانپذیر شد. البته این مشخصه خیلی ابتدایی بود ولی خب قدم اول در این زمینه محسوب میشد. پشتیبانی از دکمههای مجازی، فرمانهای حرکتی برای رد کردن نوتیفیکیشنها و اطلاع از میزان مصرف اینترنت به تفکیک اپلیکیشنها، ازجمله ویژگیهای جدید این نسخه از اندروید بود.

اندروید ۴.۱ یا «آبنبات ژلهای» (Jelly Bean) در ژوئن ۲۰۱۲ عرضه شد و گوگل نسخههای ۴.۲ و ۴.۳ را به ترتیب در اکتبر ۲۰۱۲ و ژوئیه ۲۰۱۳ عرضه کرد. ویژگیهای جدید این اندروید عمدتا مربوط به موارد ظاهری بود. مثلا انیمیشنها و عملکرد تاچ در این نسخه از اندروید بهبود پیدا کردند و همچنین Google Now و پشتیبانی از نسخه اندروید مرورگر کروم برای اولین بار در این نسخه معرفی شد. تبلت نکسوس ۷ هم اولین تبلت مجهز به این اندروید بود.

اندروید ۴.۴ «کیتکت» (KitKat) در سپتامبر ۲۰۱۳ عرضه شد. مهمترین مشخصهی این نسخهی اندروید، حداقل حافظهی رم برای اجرا آن بود که گوشیهای دارای ۵۱۲ مگابایت حافظهی رم میتوانستند بهخوبی این نسخه را اجرا کنند. همین موضوع به گوشیهای ارزانقیمت اجازه میداد که از جدیدترین نسخهی اندروید استفاده کنند. اولین گجت مجهز به این نسخه هم نکسوس ۵ بود و طبق آمار گوگل، هماکنون حدود ۱۵.۱ درصد از گجتهای اندرویدی از این نسخه استفاده میکنند.
در پاییز ۲۰۱۴، گوگل با عرضهی اندروید ۵.۰ «آبنبات چوبی» (Lollipop)، انقلابی را در طراحی رابط کاربری اندروید ایجاد کرد. این سبک طراحی جدید با عنوان متریال دیزاین، به زبان اصلی طراحی رابط کاربری اندروید بدل شد. ازجملهی دیگر تغییرات مشهود این نسخه میتوان به تحول در بخش نوتیفیکیشنها اشاره کرد. اولین گوشی مجهز به این نسخه نکسوس ۶ بود و اولین تبلت هم نکسوس ۹. در حال حاضر حدود ۲۹ درصد از گجتهای اندرویدی از این نسخه استفاده میکنند.

اندروید ۶.۰ «مارشملو» (Marshmallow) در پاییز ۲۰۱۵ عرضه شد. این نسخهی اندروید از ویژگیهای جدیدی همچون امکان اسکرول عمودی اپ دراور، دسترسی راحتتر به Google Now، پشتیبانی پیشفرض از حسگر اثر انگشت و پشتیبانی از USB-C بهره میبرد. نکسوس ۶P و ۵X به همراه تبلت پیکسل سی، اولین گجتهایی محسوب میشدند که به این نسخهی اندروید مجهز بودند. اکثریت گجتهای اندرویدی (حدود ۳۲.۲ درصد) از این نسخه استفاده میکنند.

نسخهی ۷.۰ اندروید با عنوان «نوقا» (Nougat) در پاییز ۲۰۱۶ عرضه شد. این نسخهی اندروید ویژگیهای جدید زیادی داشت که از بین آنها میتوان امکان تقسیم صفحهنمایش و استفادهی همزمان از ۲ اپلیکیشن و امکان جابجایی سریع بین اپلیکیشنها را نام برد. گوشیهای پیکسل، پیکسل Xl و الجی V20 اولین گوشیهای مجهز به این نسخهی اندروید بودند. در حال حاضر روی حدود ۱۵.۸ درصد از گجتهای اندرویدی، اندروید نوقا نصب شده است.

هرچقدر هم توصیههای ایمنی را به کار ببندیم، باز هم بهطور کامل در برابر هکرها، ویروسها و دیگر تهدیدات سایبری در امان نخواهیم بود؛ اما در این زمینه حداقل میتوانیم از ارتکاب به اشتباهات رایج پیشپاافتاده دوری کنیم. در ادامه ۵ اشتباه امنیتی ساده و رایج را عنوان میکنیم که با انجام ندادن آنها، امنیت بیشتری را تجربه خواهید کرد.
احتمالا بارها و بارها این توصیه را شنیدهاید، اما بهتر است که باز هم آن را تکرار کنیم؛ برای سایتها و سرویسهای مختلف از یک رمز عبور یکسان استفاده نکنید و مرتبا این رمز عبورها را تغییر دهید. استفاده از یک رمز عبور مشابه برای موارد مختلف، مانند این است که از یک کلید برای باز کردن گاوصندوق، روشن کردن اتومبیل و دسترسی به حسابهای بانکی استفاده کنید. این یعنی اگر کسی دستش به این کلید برسد، خیلی راحت میتواند به تمام این موارد دسترسی پیدا کند.

در ضمن با تغییر مرتب رمزهای عبور، در برابر افشای اطلاعات شخصی در شرکتهای بزرگ و کوچک ایمن خواهید بود؛ زیرا اگر اطلاعاتی مانند نام کاربری و رمز عبورتان لو برود، شما رمز عبورتان را تغییر دادهاید و دیگر کسی نمیتواند به حساب شما وارد شود. در همین زمینه «دارن گوچیونی» (Darren Guccione)، مدیرعامل شرکت Keeper Security، میگوید: «امروزه فناوریهای مربوط به شکستن رمز عبور تا حد زیادی پیشرفت کردهاند. هکرها طعمههایشان را در شبکههای اجتماعی زیر نظر میگیرند و از متنهای نوشتهشده توسط آنها، کلیدواژههایی را استخراج میکنند و این کلیدواژهها را درون بدافزارهایی قرار میدهند. این بدافزارها هم با استفاده از این کلیدواژها، انواع و اقسام ترکیبات را تولید میکنند تا درنهایت رمز عبور کاربر پیدا شود». او ادامه میدهد: «هیچکس از رمز عبور خوشش نمیآید، اما حالا بیش از هر زمان دیگری، رمز عبور اهمیت پیدا کرده است؛ و رمزهای عبوری که ۵ سال پیش استفاده میکردید، احتمالا هماکنون بیفایده هستند».
زمانی که فردی از لاکاسکرین گوشی موبایل شما عبور کند، میتواند ایمیلهای شما را بخواند، به فهرست مخاطبین شما دسترسی پیدا کند و از جانب شما در شبکههای اجتماعی مطالبی منتشر کند. باوجود تمام این هشدارها، تحقیقات نشان داده که در حدود ۱۵ درصد از کاربران، از هیچ روشی برای قفل کردن گوشیهایشان استفاده نمیکنند.

امروزه انواع و اقسام روشها برای قفل کردن گوشی در دسترس است؛ از تشخیص چهره و اثر انگشت گرفته تا اسکن عنبیهی چشم. به همین خاطر هیچ بهانهای برای قفل نکردن گوشی وجود ندارد. بهغیراز این روشها، استفاده از پین طولانی هم میتواند مثمر ثمر باشد. از روشی که بههیچعنوان نباید استفاده کنید، الگوی قفل صفحه است. بر اساس تحقیق انجام شده از جانب دانشگاه نیروی دریایی آمریکا و دانشگاه مریلند، دوسوم افراد فقط با یکبار نگاه مخفیانه به کسی که این الگو را باز میکند، قادر به تکرار آن الگو خواهند بود. درصورتیکه فقط یک نفر از هر ۱۰ نفر میتواند چنین کاری را با یک پین ۶ رقمی انجام دهد.
«راوی کوبر» (Ravi Kuber)، یکی از محققان این پژوهش، در همین زمینه میگوید: «برای محافظت در برابر نگاه مخفیانهی دیگران، استفاده از الگوی قفل شاید به نظر ایمنتر برسد؛ اما تحقیقات ما نشان میدهد که استفاده از پین ۶ رقمی، امنترین روش برای محافظت در برابر چنین نگاههایی است».
همانطور که پیشتر گفتیم، این روزها مرتبا اخباری در مورد لو رفتن اطلاعات شخصی کاربران به گوش ما میرسد. در چنین مواقعی، استفاده از ویژگی تایید دو مرحلهای میتواند یک مانع اضافی را در پیش روی هکرها قرار دهد. این یعنی هکرها برای ورود به حساب شما، بهغیراز نام کاربری و رمز عبور، به اطلاعات دیگری نیاز خواهند داشت.

کد مربوط به تایید دو مرحلهای، گاهی توسط یک اپلیکیشن مخصوص ایجاد میشود و گاهی این کد بهصورت ارسال یک پیامک به گوشی مورد اطمینان شما به دستتان میرسد. این روش دریافت کد هرچه که باشد، درنهایت حساب شما را ایمنتر میکند. تقریبا در تمام سایتها و سرویسهای معروف امکان فعالسازی تایید دو مرحلهای وجود دارد. بهطور مثال میتوان به فیسبوک، توییتر، گوگل، اپل، مایکروسافت، اینستاگرام، دراپباکس، آمازون و چندین سایت و سرویس دیگر اشاره کرد که این ویژگی را ارائه میدهند. فعالسازی آن هم اصلا کار سختی نیست و فقط لازم است که به بخش تنظیمات حساب مورد نظرتان بروید و با چند کلیک ساده، این ویژگی را فعال کنید.
«راج سامانی» (Raj Samani)، محقق ارشد McAfee، در این رابطه میگوید: «اگر فقط اهل گشتوگذار در اینترنت یا تماشای حراجیهای آنلاین هستید، نیازی به استفاده از تایید دو مرحلهای ندارید؛ اما اگر اهل خرید در فضای مجازی هستید، قضیه دیگر فرق میکند؛ زیرا با چنین کاری اطلاعات مالی خود را در اینترنت منتشر میکنید». او ادامه میدهد: «هک کردن حسابهای شخصی که از ویژگی تایید دو مرحلهای استفاده میکنند، چندان برای هکرها جذاب نیست؛ زیرا عبور از این موانع امنیتی کار سادهای محسوب نمیشود».
هرگونه اطلاعاتی که بهصورت عمومی در فضای مجازی منتشر میکنید، میتواند برای سرقت هویت شما، حدس رمز عبورتان یا پاسخ به سوالهای امنیتی مورد استفاده قرار بگیرند. این اطلاعات میتواند از هر گونه محتوایی استخراج شود؛ از یک عکس در اینستاگرام گرفته که خیابان محل زندگی شما را نشان میدهد تا توییتی که در آن نام حیوان خانگی خودتان را نوشتهاید.

هرچند که امروزه اشتراکگذاری چنین اطلاعاتی به امری عادی بدل شده است، اما روزی روزگاری، اشتراکگذاری عکس و فیلم در فیسبوک امری عجیب محسوب میشد و مدتها طول کشید تا کاربران به این موضوع عادت کنند. بااینوجود، بهتر است که بیگدار به آب نزدید و قبل از به اشتراکگذاری هرگونه محتوایی در مورد آن فکر کنید؛ این یعنی فقط در صورت لزوم مکان دقیق عکس را قید کنید و تا جایی که میتوانید، اسامی واقعی و جزئیات شخصیتان را به اشتراک نگذارید. و در آخر، تنظیمات حریم خصوصی حسابهایتان را بهگونهای تنظیم کنید که هرکسی نتواند پستهای شما را ببیند.
«دیوید ام» (David Emm)، پژوهشگر امنیتی شرکت «کسپرسکای» (Kaspersky)، میگوید: «با تغییر در تنظیمات حسابهای شخصی، میتوانید کاری کنید که افراد غریبه اطلاعات زیادی را در مورد شما به دست نیاورند. پژوهشهای شرکت کسپرسکای نشان میدهد که در حدود یکسوم کاربران، پستها و محتواهای شخصیشان را نهتنها برای دوستان، بلکه برای کلیهی افراد موجود در اینترنت به اشتراک میگذارند».
استفاده از شبکهی وایفای ناشناس و البته رایگان، بسیار وسوسهانگیز است؛ اما باید با این وسوسه مقابله کنید و چنین کاری را انجام ندهید. مشکل شبکههای وایفای عمومی این است که هرکسی میتواند به آن وصل شود و همین باعث میشود که در مقایسه با شبکهی وایفای خانگی، امنیت کمتری داشته باشد. اگر واقعا مجبورید که از وایفای استفاده کنید، سعی کنید که اطلاعات شخصی مهمی را وارد نکنید، از اقدامات مهم مانند انتقال پول یا ارسال ایمیل پرهیز کنید و درنهایت اگر مجبورید که اطلاعات با اهمیتی را در سایتی وارد کنید، تنها از سایتهایی استفاده کنید که در قسمت URL مرورگر، عبارت HTTPS رویت شود.

مایکروسافت هفتهی گذشته خبری را رسما اعلام کرد که از چند سال پیش همه آن را میدانستند: سیستم عامل موبایل ویندوزفون مرده است. بنابراین دیگر نه توسعهی ویندوزفون ادامه خواهد داشت، نه میتوان انتظار احیا شدن معجزهآسایی را برای آن کشید، و نه مایکروسافت تلاش خواهد کرد با دوقطبی قدرتمندiOS اپل و اندروید گوگل رقابت کند. مایکروسافت جدیدی که «ساتیا نادلا» (Satya Nadella) ساخته، همکاری را بر رقابت ترجیح میدهد. دست کم این چیزی است که احتمالا مایکروسافت به عنوان دلیلش برای کنار گذاشتن کامل ویندوزفون به خودش میگوید.
با این حال شکست کلی ویندوزفون نباید روی مجموعهای از پیروزیها و پیشرفتهای کوچک آن را بپوشاند. موفقیتهایی که مایکروسافت و شرکای سختافزاری آن هیچگاه برایش به اندازهی کافی مورد توجه قرار نگرفتند. ویندوزفون در ابتدای مسیرش، یعنی در سال ۲۰۱۰، نمایندهی جسورانهترین و اصیلترین بازنگری در ماهیت گوشی هوشمند، از زمان معرفی آیفون در سال ۲۰۰۷ بود. ویندوزفون بر خلاف اندروید بازتولید ماتریس آیکنهای iOS نبود؛ و برخلاف اندروید روی ضعیفتری سختافزار هم سریع و روان اجرا میشد.
با توجه به این که بعید میرسد در آینده فرصت زیادی برای صحبت کردن در مورد ویندوزفون وجود داشته باشد. تصمیم گرفتیم در این مطلب نگاهی به برخی از مهمترین رویدادهای تاریخ این سیستم عامل موبایل نگون بخت در طی این چند سال بیندازیم.
دقیقا ۷ سال پیش در تاریخ ۱۱ اکتبر ۲۰۱۰ بود که گیک تکنولوژی «استفان فرای» (Stephen Fry) در برابر جمعی از تماشاگران مشتاق در لندن ایستاد و اعلام کرد که از معرفی سیستم عامل جدید ویندوزفون هیجانزده است. فرای که مدتها هوادار آیفون بود، از لحظات لذتبخش کوتاهی که این سیستم عامل جدید با طراوت برایش مهیا میکرد گیج شده بود. او برای استقبال از این سیستم عامل دلایلی خوبی داشت: ویندوزفون اصلی در آن روزها به شکل جذابی متفاوت بود و از بسیاری نظرها جلوتر از زمان خودش به نظر میرسید.

برخی رابط کاربری ویندوزفون ۷ را میلیونها کیلومتر جلوتر از طراحی خشکی میدانستند که بر آیفونها و تلاشهای سامسونگ برای کپی کردن آن حاکم بود. در حالی که در آیفون با آیکنهایی ثابت طرف بودید، ویندوزفون برای شما کاشیهایی را نمایش میداد که روی آنها اطلاعات زنده و بهروز دیده میشد. برای مثال کاشی تقویم قرار ملاقات بعدی شما را نشان میداد، روی کاشی اپلیکیشن مسیج میتوانستید خلاصهای از متن پیامها را بخوانید، آخرین تماس از دست رفته را روی کاشی اپ تلفن میدید و به همین ترتیب. الان هم زمانی که به صفحات هاب در گوشیهای اندرویدی (مانند بلینکفید HTC، یا فید گوگل) نگاه میکنید که اطلاعاتی مرتبط با شما را نمایش میدهند، فراموش نکنید که حداقل بخشی از ایدهی آنها از کاری که مایکروسافت در ویندوزفون کرده بود آمده است. یا حداقل از چیزی که مایکروسافت پیشبینی کرده بود. به نظر میرسد بزرگترین اشتباه مایکروسافت این بود که موفق نشد این چشمانداز جسورانه و طراحی جدید را تا انتها پیش ببرد؛ پس از این که بازخوردهای ابتدایی، ویندوزفون را برای کاربران بیش از حد ناآشنا و غریبه تلقی کرد، مایکروسافت برای جلب رضایت کاربران قدرت اولیهی این سیستم عامل را به اشکال مختلف و موثری تقلیل داد.
حال به آسانی میتوان فراموش کرد که ویندوزفون در آن زمان نسبت به اندروید تا چه اندازه سریعتر و روانتر حس میشد. حتی کیبورد لمسی مایکروسافت هم به شدت بهتر بود. اگر بخواهید در مورد بهترین و موثرترین روش نمایش اطلاعات مفید و نوتیفیکیشنها روی لاک اسکرین صحبت کنید هم باید با سراغ روش مایکروسافت بروید. ویندوزفون از یکی از مهمترین و فراگیرترین جنبهها با آیفون برابر بود؛ بیش از همه به این دلیل که مایکروسافت تصمیم گرفته بود مثل اپل، تجربهی کاربری را روی تمام گجتهای ویندوزفون به شدت تحت نظارت داشته باشد. نرمافزارها در سیستمی کاملا بسته تولید میشد و نتیجهی آن محصولاتی بسیار تروتمیز و بهینه بود.
سهم اکوسیستم ویندوزفون در عرصهی وسیعتر طراحی کلی گوشیهای هوشمند هیچگاه به درستی درک نشده است. پلتفرم ویندوزفون اولین بار با معرفی گوشیهای منحصربهفردی مانند سامسونگ Omnia 7 با صفحهنمایش ۴ اینچی OLED، دل Venue Pro با کیبورد کشویی و HTC 7 Surround با اسپیکر داخلی بزرگ و استند شروع به کار کرد. ولی سال بعد با معرفی دو گوشی ویندوزفون ۸X و ۸S از سوی HTC و گوشی نوکیا لومیا ۸۰۰ بود که ما واقعا پیشروی ویندوزفون در زمینهی طراحی صنعتی را دیدیم.
نوکیا و HTC هزینهی زیادی را صرف تبدیل شدن ویندوزفون به پیشگام طراحی گوشیهای هوشمند کردند.
طراحی این گوشیها از زیباترین و نوآورانهترین نمونههای آن زمان بود. نوکیا با بهرهبرداری از طراحی بالش مانند نوکیا N9 در واقع داشت از خودش دزدی میکرد، ولی این موضوع اهمیتی نداشت. مهم این بود که برای مدت کوتاهی در اواخر سال ۲۰۱۱، ویندوزفون برخی از بهترین سختافزارهای موجود را در تسخیر خود داشت. آیفون معاصر این گوشیها یعنی آیفون ۴s گوشی خوبی بود، ولی صفحهنمایش کوچکتری داشت و یک سال از عمر طراحی تکراری آن میگذشت.
مایکروسافت توانست ویندوزفون ۷ را با مجموعهای از طراحیهای متفاوت تعدادی از مطرحترین تولیدکنندگان جهانی گوشی موبایل معرفی کند و یک سال بعد این روند با بهترین طراحیهای نوکیا و HTC ادامه پیدا کرد. نوکیا تمام آیندهاش را وقف ویندوزفون کرد و HTC سرمایهی زیادی را برای تولید گوشیهای ۸X و ۸S اختصاص داد. این اتفاقات در کل یکی از نقاط عطف را در تاریخ ویندوزفون رقم زد. شکست نهایی این گوشیها در ضربه زدن به تسلط آیفون و گوشیهای اندرویدی بر بازار، همان چیزی بود که باعث شد شرکای سختافزاری مایکروسافت رفتهرفته ایمان خود را به این پلتفرم از دست بدهند و نوکیا به عنوان تولیدکنندهی گوشی موبایل در نهایت به نابودی کشیده شود.
ویندوزفون ابتدا پیشفرضهای ما را در مورد رابط کاربری خوب به هم ریخت. سپس این سیستم عامل برخی از بهترین و زیباترین سختافزارهایی را که دیده بودیم به ما داد. در نهایت پیش از این که ستارهی بخت ویندوزفون رو به خاموشی برود، این سیستم عامل موفق شد تکنولوژی دوربین موبایل را به لطف گوشی لومیا ۱۰۲۰ و برجستگی خاطرهانگیز دایرهوار دوربینش، یک گام جلوتر ببرد. گوشی نوکیا ۱۰۲۰ در واقع نسخهای باب روزتر از نوکیا ۸۰۸ PureView با سیستم عامل سیمبین بود. هر دوی این گوشیها به دوربینی با سنسور ۴۱ مگاپیکسلی مجهز بودند و هر دو پیشرفتی چشمگیر در زمینهی عکاسی موبایل محسوب میشدند. دوربین نوکیا ۸۰۸ هنوز هم به قدری خوب است که میتوانید به راحتی از آن به عنوان یک دوربین کامپکت استفاده کنید و در مقابل هیچ گوشی هوشمند مدرنی هم کم نیاورید. مدل بعدی یعنی لومیا ۱۰۲۰ بیشتر تفاوت خودش را مدیون بهرهمندی از یک سیستم عامل بسیار بهتر و مدرنتر بود.

ویندوزفون با مجموعهی متنوعی از مشکلات دستوپنجه نرم میکرد که شانس آن را برای دست یافتن به موفقیت گسترده کاهش میداد، ولی از نظر جنبههای اصلی طراحی سختافزاری خوب، قابلیتهای عالی در زمینهی عکاسی و شارژدهی مناسب کمتر کسی به آن شک داشت.
مشکل اصلی ویندوزفون، واقعا خود ویندوزفون نبود.
اگر دوست دارید بدانید چرا هیچکدام از تلاشهای شدید ویندوزفون به نتیجه نرسید، پاسخ این سوال را باید در شکست مزمن این پلتفرم در جذب توسعهدهندگان اپلیکیشنها جستوجو کنید. هر بار که نوکیا یک گوشی ویندوزفون جدید معرفی میکرد، مجبور بود از پاسخ به سوالهایی مانند این که سرانجام کی اپلیکیشن اینستاگرام برای این پلتفرم عرضه میشود طفره برود. در همان زمان که مایکروسافت در حال شکست دادن گوگل از نظر اپلیکیشنهایی بود که به طور پیشفرض روی گوشی قرار دارند، گوگل به راحتی داشت بازی را در جبههی برخورداری از اپلیکیشنهای اصلی متفرقه و ساختن یک اکوسیستم غنی میبرد. شاید اگر در دنیایی موازی زندگی میکردیم که در آن موتور جستوجوی بینگ از جستوجوی گوگل برتر بود، سرویس هاتمیل هنوز محبوبیت داشت و اینترنت اکسپلورر مرورگر مسلط باقی مانده بود، الان میتوانستیم در مورد سقوط اندروید صحبت کنیم.
احتمالا مهمترین اپلیکیشنی که جای خالی آن در اکوسیستم مایکروسافت حس میشد، اپلیکیشن یوتیوب بود، و این موضوع اتفاقی هم نبوده است. خصومتهای گوگل و مایکروسافت بر سر حضور اپلیکیشن یوتیوب در ویندوزفون پیشینهای دور و دراز دارد. ولی در نهایت به نظر میرسد گوگل دلش نمیخواسته به ویندوزفون شانسی برای تبدیل شدن به رقیبی جدی برای اندروید بدهد. شاید به نظر تحلیلی سادهانگارانه برسد، ولی حتی ممکن است دلیل مشابهی پشت تصمیم گوگل برای پشتیبانی نکردن از یوتیوب روی آمازون اکو شو وجود داشته باشد. این تصمیم را میتوان به چشم مثالی دیگر برای تلاش گوگل در فلج کردن یکی از رقبای مستقیم محصولاتش (که این بار گوگل هوم است) با حذف کردن اپلیکیشن یوتیوب دید.
با فرا رسیدن سال ۲۰۱۴، ویندوزفون تقریبا تمام اندوختهی خبرهای خوبش را خرج کرده بود و داشت به درس عبرتی هم برای مایکروسافت و هم برای کل صنعت موبایل تبدیل میشد. مایکروسافت که پیش از این با ترجیح دادن نوکیا، باعث شده بود HTC و سامسونگ از ویندوزفون فاصله بگیرند، دل را به دریا زد و کمپانی فنلاندی افسانهای تولیدکنندهی موبایل را خرید. پس از آن مجموعهای از تغییر و تحولات در نامهای تجاری و سمت افراد صورت گرفت که نتیجهی آن قرار گرفتن اولین لوگوی مایکروسافت روی یک گوشی هوشمند مدرن بود. ولی مایکروسافت نتوانست مسیری را که به واسطهی کمبود مزمن اپلیکیشنها در آن افتاده بود تغییر دهد و به تلاشش برای جلب نظر کاربران با استفاده از قدرت سنتی نوکیا در طراحی و دوربین ادامه داد. چیزی که در نهایت اتفاق افتاد این بود که تولیدکنندگان گوشیهای اندرویدی مانند سامسونگ سرانجام نسبت به اهمیت این فاکتورها آگاه شدند و نوکیای سابق را در بازی خودش شکست دادند.
یکی از مشکلات جدی مایکروسافت پیش از خریدن نوکیا این بود که در تعیین اولویتها تناقض داشت. مایکروسافت آیفون را نشانه گرفته بود، ولی نوکیا تمایل داشت سیستم عامل بهینهی ویندوزفون را روی گوشیهایی با قیمت کمتر عرضه کند. نوکیا تلاش میکرد روی تصور مثبتی که از برندش در بازارهای رو به رشدی مانند شبهقارهی هند وجود داشت سرمایهگذاری کند، در حالی که مایکروسافت به راهی برای مقابله با قدیمیترین رقیبش میاندیشید. فرسایش در هر دو جبهه باعث شد، پیشرفت کند ویندوزفون به تیتر خبرها تبدیل شود. اتفاقی که قابل پیشبینی بود، چرا که دو شرکت تلاش میکردند به اهداف متفاوتی دست پیدا کنند.
مایکروسافت هیچگاه به درستی نفهمید که قصد دارد آیفون، اندروید یا هر دوی آنها را شکست دهد.
درس مایکروسافت برای کمپانیهایی مانند گوگل که به تازگی بخشی از تیم طراحی سختافزار گوشی HTC را خریده است، چندین بعد دارد. نخست این که اتخاذ رویکردی مشابه اپل برای کنترل دقیق طراحی تجربهی کاربری بود که باعث شد ویندوزفون به سیستم عاملی روان و منسجم تبدیل شود. اما دوم این که اگر یک شرکت نرمافزاری، شرکای سختافزاری را از دور خود براند، احتمالا مانند مایکروسافت تمام مسیر سقوط را طی خواهد کرد. مایکروسافت میخواست نوکیا را به عنوان طراح ویژهی سختافزارهای ویندوزفون در اختیار داشته باشد، ولی همچنان سامسونگ و HTC هم برای طراحی گوشیهای ویندوزفونی خودشان پول خرج کنند. این روش طمع کارانه بود و در نهایت هم به نتیجه نرسید. اگر مایکروسافت نوکیا را زودتر خریده بود و برای ویندوزفون هدف و استراتژی واحدی تعیین میکرد، احتمالا میتوانست جلوی بسیاری از مشکلات بعدی را بگیرد. شکست دادن همزمان iOS در بخش بالایی بازار و اندروید در بخش پایینی بازار، همیشه یک بلندپروازی غیرمنطقی بود.
یکی از ناامیدکنندهترین اتفاقات در حوزهی نرمافزار، قطع امکان همگامسازی میان نرمافزار تقویم گوگل (Google Calendar) و تقویم اوتلوک مایکروسافت (Microsoft Outlook) بود. بسیاری از کاربران نیازمند انجام همگامسازی اطلاعات دو نرمافزار یادشده هستند.
طی سالهای گذشته شرکت گوگل و مایکروسافت با رویکردهایی متفاوت، قصد ارائهی قابلیت همگامسازی تقویمها برای کاربردها و زبانهای متفاوت داشتهاند. ابتدا مایکروسافت تصمیم به استفاده نکردن از استاندارد همگامسازی تقویم اختصاصی CalDAV در نرمافزار اوتلوک یا دیگر نرمافزارهای موجود در سیستم عامل ویندوز گرفت. در قدم بعدی شرکت گوگل هم بهجای بهرهمندی از مجوزهای Exchange ActiveSync، تصمیم به استفاده از راهکارهای دیگری در این زمینه گرفت تا به حضور ردموندیها نیازی نباشد.
برای اینکه بتوان دوباره با استفاده از گوگل کلندر از خدمات تقویم و ایمیل شرکت مایکروسافت بهره برد، دو راهکار استفاده از نرمافزارهای همگامساز جانبی و مراجعه به سایر خدمات ارائهدهندهی تقویم پیشنهاد میشود. همراه زومیت باشید تا ابزارهایی را در این زمینه معرفی کنیم و نحوهی همگامسازی را شرح دهیم.

گوگل در ماههای پایانی سال ۲۰۱۲، سیستم سینککننده EAS را معرفی کرد و در نهایت مایکروسافت تسلیم شد و تصمیم گرفت در بهروزرسانی جدید ویندوزفون به تقویم گوگل و سینک مخاطبان اجازه بدهد تا به روشی که گوگل پشتیبانی میکند (CalDAV و CardDAV) سینک انجام شود. اما مشکل کجا است و چرا هماکنون این همگامسازی انجام نمیشود؟
بدون تردید هر کدام از دو نرمافزار اوتلوک کلندر و گوگل کلندر، بهتنهایی یک ابزار مدیریت پروژهی هوشمند و کاملی است. بنابراین نباید در مورد قابلیتهای هر کدام تردید کرد. اما چرا باید نرمافزارهای مایکروسافت اوتلوک و گوگل کلندر را همگامسازی کنیم؟ استفاده از دو تقویم مختلف میتواند سبب هدر رفتن زمان شود. با این حال موقعیتهایی وجود دارد که استفادهی همزمان از دو تقویم مجزا، فوقالعاده ضروری است. موارد ذیل نمونهای از موقعیتهای خاص هستند.
با استفاده از ابزارهای ذیل میتوان اوتلوک و تقویم آن را سازماندهی کرد و بهرهوری کاری را با ادغام دادههای آن با تقویم گوگل افزایش داد.
نرمافزار رایگان و پولی Calendar Sync با نسخهی ۳.۹.۳ امکان همگامسازی یکطرفه را با هر دو نرمافزار اوتلوک و گوگل کلندر فراهم میکند. محدودیت همگامسازی یکطرفه در نسخهی پولی نرمافزار یادشده حذف میشود. بهعلاوه، در نسخهی رایگان کاربران برای همگامسازی قرارهای ملاقات و رویدادها با محدودیت ۳۰ روزه مواجه خواهند بود.

نسخهی کامل نرمافزار با قیمت ۹.۹۹ دلار، امکان همگامسازی دوطرفهی تمامی رویدادها و استفاده از محدودهی تاریخی سفارشی را برای کاربران فراهم میکند. آزادی عمل برای استفاده از چندین نرمافزار تقویم و داشتن پروفایلهای متعدد، از ویژگیهای کاربردی نسخهی کامل (Pro) نرمافزار کلندر سینک است. هر دو نسخهی پولی و رایگان نرمافزار یادشده بهصورت پرتابل قابل دسترس هستند. در ادامه میتوانید ویژگیهای کلیدی ابزار کلندر سینک رایگان را مشاهده کنید.
نرمافزار رایگان Outlook Google Calendar Sync با نسخهی ۲.۵.۰ بتا، کاملا رایگان است و از همگامسازی دوطرفه پشتیبانی میکند که این ویژگی، اولین نرمافزار موجود در این فهرست را با چالش روبهرو میکند. کاربران میتوانند این نرمافزار را در دو نسخهی نصبی و پرتابل دانلود کنند. ابزار همگامسازی Outlook Google Calendar Sync با نسخههای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۶ نرمافزار اوتلوک سازگار است و حتی از نسخهی ۶۴ بیتی آنهم پشتیبانی میکند. کاربران میتوانند تمامی گزینهها و ویژگیهای مربوط به یک رویداد خاص را از یک تقویم به نرمافزار تقویم دیگر منتقل کنند. بهعلاوه، رویدادها میتوانند با یک موارد متناظر موجود در تقویم دیگر ادغام شوند و قبل از اینکه ابزار یادشده اقدام به حذف رویدادهای تکراری کند، بلافاصله کاربر با یک پیام فرعی آگاه خواهد شد.

ابزار همگامسازی تقویم یکی از برترین پیشنهادها برای کارشناسان مسائل خصوصی است. رویدادها میتوانند بهعنوان خصوصی علامتگذاری شوند. حتی در صورتی که کاربران نگرانی امنیتی داشته باشند، کلمات موجود در عنوان هم میتوانند پنهان شوند. کاربران همچنین میتوانند از طریق پروکسی وب از آن استفاده کنند. ویژگیهای کلیدی نرمافزار Outlook Google Calendar Sync به شرح ذیل هستند:
نسخهی ۱.۴.۰ نرمافزار رایگان + Calendar Sync هم از همگامسازی دوطرفهی ورودیها از اوتلوک به گوگل کلندر و برعکس پشتیبانی میکند. طبق توضیحات توسعهدهنده، نرمافزار یادشده هنوز هم در حال توسعه و بهینهسازی بوده و ویژگیهای پیشرفتهی بیشتری به آن افزوده خواهد شد. این نرمافزار از اوتلوک ۲۰۰۷، ۲۰۱۰، ۲۰۱۳ و ۲۰۱۶ بهطور کامل پشتیبانی میکند. در ادامه میتوانید ویژگیهای کلیدی نرمافزار کلندر سینک پلاس را مشاهده کنید.

gSyncit در اصل یک نرمافزار پولی و محدود با قیمت ۱۹.۹۹ دلار است که اوتلوک مایکروسافت را با مجموعهای از نرمافزارهای سودمندی مانند تودلِدو، واندِرلیست، اِوِرنوت، دراپباکس و سیمپلنوت همگامسازی میکند. کاربران میتوانند با استفاده از این نرمافزار، اقدام به همگامسازی تقویم حساب کاربری گوگل، مخاطبها، وظایف و یادداشتهای مربوط به آن بکنند.

نسخهی آزمایشی نرمافزار جیسینکیت به همگامسازی با یکی از تقویمهای گوگل و اوتلوک محدود شده است. همچنین کاربران فقط قادر به همگامسازی ۵۰ ورودی هستند و نمیتوانند هیچ کدام از مخاطبان، یادداشتها یا وظایف را همگامسازی کنند. بهعلاوه، در این نسخه همگامسازی خودکار غیر فعال شده است.
قابلیتهای کلیدی:
اگر عضو یک گروه همکاری هستید، نرمافزار G Suite Sync را بهعنوان یک ابزار ابری با بهرهوری بالا، پیشنهاد میکنیم. این نرمافزار شامل جیمیل، داکس، درایو و کلندر است. نسخهی تجاری این نرمافزار امکان تعامل با مایکروسافت اوتلوک و بهرهمندی از گزینههای امنیتی اضافه مانند تصدیق هویت دومرحلهای و ورود انفرادی به حساب کاربری را برای کاربر فراهم میکند.
نرمافزار جی سوییت سینک برای اوتلوک یک پل بین هر دو ابزار گوگل و مایکروسافت است. این نرمافزار قبلا برای مایکروسافت اوتلوک، گوگل اپ سینک نامیده میشد. یک مقایسهی دقیق دربارهی دو تقویم یادشده در صفحهی پشتیبانی گوگل وجود دارد که برای اطلاعات بیشتر میتوانید به آنمراجعه کنید.
ویژگیهای کلیدی:
سرویس Microsoft Flow برای رقابت با IFTTT طراحی شده است. در سرویس یادشده مشابه با IFTTT، کاربر میتواند جریان کاری خودکاری ایجاد کند که دو یا چند خدمت آنلاین را به همدیگر مرتبط میکند. در حال حاضر ۱۵۱ کانال ارتباطی (Connector) برای خدمات آنلاین مختلف در این سرویس وجود دارد و یکی از آنها پلی بین تقویم گوگل و تقویم اوتلوک است. تقویم اوتلوک در کانال ارتباطی Outlook.com قرار دارد.

کاربران میتوانند از کانال ارتباطی تقویم گوگل با اوتلوک برای همگامسازی بین این دو ابزار بهره ببرند. همچنین میتوان با استفاده از کانال ارتباطی تقویم Outlook.com به تقویم گوگل، رونوشتی از یک رویداد ایجادشده در تقویم اوتلوک را به تقویم گوگل منتقل کرد. ارتباط ابری از خدمات مایکروسافت فلو یک راهکار ساده برای همگامسازی تقویمها در تمامی پلتفرمها است. کاربران همچنین میتوانند از نرمافزار اندروید این سرویس هم بهره ببرند.
بهرهمندی از این روش نیازمند ایجاد تغییر در عادات تقویمی کاربران است؛ اما درعینحال، سادهترین راهکاری است که میتوان در حین سفر از آن استفاده کرد. مشابه با بیشتر ابزارها و نرمافزارهای فناورانهی این روزها، راهکار پیشنهادی در ۲۴ ساعت شبانهروز و هفت روز هفته در اختیار دارندگان گوشی هوشمند قرار دارد. این دست از کاربران میتوانند یکی از سه راهکار ذیل را برای همگامسازی انتخاب کنند.
هر دو سرویس مایکروسافت اوتلوک و گوگل کلندر دارای نرمافزار اختصاصی برای سیستمعاملهایاندروید و iOS هستند.
نصب نرمافزار هردو سرویس آسان است. بهعلاوه، با استفاده از اعلانهای بهموقع و برنامهریزی هوشمندانه، کاربران قادر به پیکربندی هردو تقویم برای رویدادهای خاص خواهد بود.
شرکت مایکروسافت اخیرا از پشتیبانی از تقویم به اشتراک گذاشتهشده برای کلاینت اوتلوک خود رونمایی کرد. هماکنون مخاطبان شما میتوانند به سالنامههای خاص اوتلوک دسترسی داشته باشند.
دانلود مایکروسافت اوتلوک: اندروید | iOS
دانلود گوگل کلندر: اندروید | iOS
نرمافزار Calendar در گوشی آیفون و تبلت آیپد میتواند با گوگل کلندر و تقویم اوتلوک ترکیب شود و برای کاربر قابل مشاهده باشد. برای این منظور باید به مسیر Settings → Mail → Accounts → Add Account مراجعه و سرویس Google و Outlook.com را انتخاب کنید.
سپس باید با حساب کاربری خود وارد هردو سرویس آنلاین شوید تا اجازهی همگامسازی صادر شود. هرگونه رویداد افزودهشده به هر کدام از تقویمها، در نرمافزار کلندر آیفون شما قابل مشاهده خواهد بود.
نرمافزار مایکروسافت اوتلوک را از طریق فروشگاه نرمافزاری پلی استور گوگل دانلود و نصب کنید. این نرمافزار میتواند به خدمات آنلاینی مانند آفیس ۳۶۵، مایکروسافت اکسچنج، آیکلود، یاهو و جیمیل متصل شود. برای دسترسی به هر دو تقویم گوگل و مایکروسافت، باید با حساب کاربری جیمیل خود وارد نرمافزار شوید.
هر دو نرمافزار تقویم اوتلوک و گوگل از چندین سرویس آنلاین مختلف پشتیبانی میکنند؛ بنابراین با استفاده از آنها میتوان بهسادگی در دو سرویس آنلاین مجزا اقدام به مدیریت سادهی رویدادهای مختلف کرد.